بررسي تطبيقي وضعيت سقط جنين در ايران و جهان (4)

بررسي تطبيقي وضعيت سقط جنين در ايران و جهان (4)
بررسي تطبيقي وضعيت سقط جنين در ايران و جهان (4)


 






 

نظر اديان مختلف در رابطه با سقط جنين
 

هر چند در تمامي اديان الهي به فرزند آوري و باروري سفارش گرديده و اتفاق نظري در اين رابطه وجود دارد، ولي در رابطه با سقط اجماع نظر وجود ندارد.
در دين زرتشت، اصل بر خردورزي در تمام امور است و هيچ گونه تصريحي دال بر مسائل شرعي از قبيل روايي و ناروايي سقط جنين وارد نگرديده است، ولي در دين اوستاي نو عمل سقط جنين به تمام معنا مردود و ناروا و كشتني آگاهانه محسوب گرديده است. (آقايي، 1381، ص 89)
در دين يهود، در تورات اشاره اي به سقط جنين عمدي نگرديده، ولي در تلمود، دومين كتاب شريعت يهود، گرچه از ممنوعيت سقط جنين سخن به ميان آمده است، اما قتل عمد محسوب نگرديده است و در مباحث حقوقي آن، سقط جنين براي حفظ جان مادر مجاز شمرده شده است (دورانت، 1367)، اما استفاده از ابزار و دارو براي سقط گناه شمرده شده است. (سليماني، 1378)
در دين مسيحيت، سقط از نظر مسيحيان صدر مسيح محكوم شناخته شده و ديدگاه آنها در ختم حاملگي مربوط به زماني است كه هنوز روح در جنين دميده نشده است. (مك فارلان، 1993، ص 73) در كليساي كاتوليك جنين از همان لحظه انعقاد نطفه، انسان كامل محسوب مي گردد و همانند همه انسان ها حق حيات دارد. از اين رو، هرگونه اقدام در جهت سقط جنين، مورد نكوهش و گناه شمرده شده است. گرچه برخي انديشمندان دميده شدن روح را ملاك جواز يا عدم جواز سقط جنين مي دانستند، اما كليساي كاتوليك در قرن نوزدهم رسماً اين ديدگاه را رد كرد و اعلام نمود: جنين در هر مرحله اي كه باشد سقط آن نارواست و ساقط كننده آن مشمول مجازات شرعي خواهد شد. تأكيد كليساي كاتوليك بر انسان بودن جنين از همان نخستين لحظه حاملگي از اين حكم روشن مي شود كه همه جنين هاي سقط شده بايد مانند انسان هاي بالغ غسل تعميد داده شوند. (سليماني، 1381، ص 90) در ميان كيش پروتستان به ويژه در انگليس سقط جنين قانوني بوده است.
در جوامع اسلامي سقط هميشه مذموم و مورد نكوهش بوده و مجازات قانوني بر آن مترتب بوده است و مسئله سقط جنين از همان زمان پيامبر صلي الله عليه و‌اله و ائمه عليهم السلام مطرح بوده و روايات زيادي در اين زمينه از شيعه و سني در دست است. از ابتداي اسلام، فقهاي فريقين به طرح مسئله سقط جنين از ديد حقوقي پرداخته اند. از ابتداي اسلام، فقهاي فريقين به طرح مسئله سقط جنين از ديد حقوقي پرداخته اند. در عروه الوثقي و تحرير الوسيله كه رساله علميه است، بابي تحت عنوان «ديه الجنين» مطرح است؛ اما از ديد حرمت ذاتي و گناه بودن، مسئله فقهي نو و بكري است. (حسيني، 1379، ص 529) در ميان فقهاي اهل سنت، اختلاف نظر به هر يك از مراحل مختلف شكل گيري جنين، نطفه، علقه و مضغه برمي گردد. از نظر حنفيه، سقط جنين پيش از دميدن روح انسان در آن (قبل از 120 روزگي) جايز است و حكم ديه قبل از دميدن روح بر آن مشمول نمي شود. از نظر مالكيه، سقط در هر مرحله اي باشد حرام است. از نظر شافعيه، سقط جنين بعد از استقرار جنين حرام است. امام محمد غزالي اصل را بر ممنوعيت سقط دانسته و مرحله حيات و ولوج روح را از همان مرحله ورود اسپرم به رحم و لقاح با تخمك دانسته و سقط را پس از لقاح در هر مرحله اي حرام دانسته است (خزاعي، 1381، ص 92)، هرچند عده اي از جمله ابواسحاق مروذي و بشر املسي، با استناد به نظر ابوحنيفه سقط را در هر مرحله نطفه و علقه با عذر شرعي جايز دانسته اند. از نظر حنابله نيز سقط جنين پس از چهل روز جايز نمي باشد. (نعمتي، 1381، ص 86) اختلاف نظر دانشمندان و علماي ديني در ارتباط با سقط جنين به مراحل مختلف شكل گيري جنين، جنين داراي روح و حيات انساني و جنين فاقد روح برمي گردد. در قسم اول (جنين داراي روح و حيات انساني) ميان شيعه و سني اختلافي مشاهده نمي گردد؛ هر دو جنين را انسان تلقي نموده اند و با انجام سقط شائبه قتل نفس مطرح مي شود، اما در مورد قسم دوم (جنين فاقد روح) اجماع نظري در ميان علما و دانشمندان اسلامي وجود ندارد؛ جمعي از اهل سنت آن را جايز شمرده اند، اما شيعيان آن را حرام مي دانند. هرچند در اين فرض استثنائاتي وارد است.
به لحاظ معارف اسلامي و فقهي، حكم اول در اسلام درباره سقط جنين آن است كه اين عمل از محرمات قطعي است و ادلّه اربعه بر آن دلالت دارد. مورد استناد از آيه 5 سوره «انعام» قرآن كريم است: «و لاتقتلوا النفس التي حرّم الله الا بالحق») كه البته در دلالت اين آيات در سقط جنين، پس از ولوج روح (چهار ماه تمام) ايرادي نيست، لكن چون پيش از ولوج روح، جنين در مرحله حيات نباتي است و داراي نفس محترم نيست، دلالت آيات بر جنين قبل از دميده شدن روح، مشكل است.
فقهاي بزرگ شيعه، ابتدا تشكيل جنين را از حيث زمان به دو مرحله تقسيم مي كنند:
1. جنين پيش از چهارماهگي (پيش از دميده شدن روح)؛
2. جنين پس از چهارماهگي (پس از دميده شدن روح).
الف) اسقاط جنين پس از دميده شدن روح حرام است و جايز نيست، اعم از اينكه براي مادر خطر داشته باشد، يا مشكلات روحي و رواني ايجاد كند و غيره يا خطري متوجه او نباشد يا خطر متوجه خود جنين باشد.
ب) اسقاط جنين پيش از دميده شدن در صورتي كه خطر جاني براي مادر داشته باشد، جايز است؛ چون مادر داراي نفس محترم است و جنين هنوز به مرحله نفس محترمه نرسيده است، پس جان مادر بر حيات نباتي جنين تقدم دارد.
آنچه از مجموع ادلّه شرعي استنباط مي شود، حرمت اسقاط جنين «بدون عذر شرعي و مصلحت اهم» است. (حسيني، 1382)

نظر فقها در مورد سقط جنين
 

اكثر فقهاي شيعه بر اين نظرند كه سقط جنين پس از دميده شدن روح حرام است، اعم از اينكه براي مادر خطر داشته باشد، يا مشكلات روحي و رواني ايجاد كند يا خطري متوجه او نباشد يا خطر متوجه خود جنين باشد. اما سقط جنين پيش از دميده شدن روح در صورتي كه خطر جاني براي مادر داشته باشد، جايز است. بسياري از فقها، از جمله حضرات آيات خامنه اي و فاضل لنكراني، قايل به جواز سقط جنين براي حفظ جان مادر هستند.

نظر آيت الله خامنه اي در موضوع سقط جنين
 

آيت الله خامنه اي در خصوص سقط جنين مي فرمايد: شرعاً حرام است و در هيچ حالتي جايز نيست، مگر آنكه استمرار حاملگي براي حيات مادر خطرناك باشد كه در اين صورت، سقط جنين قبل از ولوج روح اشكال ندارد، ولي بعد از دميدن روح جايز نيست؛ حتي اگر ادامه حاملگي براي حيات مادر خطرناك باشد، مگر آنكه استمرار بارداري، حيات مادر و جنين، هر دو را تهديد كند و نجات زندگي طفل به هيچ وجه ممكن نباشد، ولي نجات زندگي مادر به تنهايي با سقط جنين امكان داشته باشد. (رساله اجوبه الاستفتائات، 1380، ص 65) ايشان در جواب استفتاي فردي كه بارداري را براي همسر خود سبب بروز ناراحتي هاي رواني و مشقت دانسته است، فرموده اند،‌ با توجه به حرج و مشقت روحي و درماني ناشي از بارداري ناخواسته براي همسرتان، سقط اين جنين را تا قبل از ولوج روح - چهارماهگي- به دليل حرج و مشقت غير قابل تحمل نمي توان گفت حرام است، بلكه حرج و مشقت رافع است و سقط جنين جايز است.

ديدگاه هاي امام خميني قدس سره در پاسخ به سؤالات شوراي نگهبان (نامه استفتائيه 1361/8/18)
 

سؤال: سقط جنين قبل از دميده شدن روح، اگر علم به تلف شدن مادر باشد و همچنين در صورت خوف تلف او جايز است يا خير؟
جواب: جايز، بلكه لازم است.
سؤال: پس از ولوج روح اگر امر داير بين حفظ نفس يكي از آنها باشد، تقديم حفظ نفس مادر به حفظ جنين جايز است يا اينكه مورد در صورت علم به تلف شدن هر دو امكان حفظ يكي از آن دو از موارد قرعه است يا اينكه در صورت علم نيز مثل صورت خوف اتلاف يكي از آن دو حتي در صورت قرعه جايز نيست؟
جواب: اگر امر داير باشد بين حفظ يكي از آن دو، ترجيحي نيست و مورد قرعه نيست و اگر علم به تلف شدن هر دو است و امكان حفظ يكي از آن دو باشد مورد قرعه است.
سؤال: در صورتي كه با عدم اتلاف جنين علم به هلاكت مادر و احتمال بقاي جنين باشد، آيا اتلاف جنين محتمل البقاء براي حفظ نفس مادر كه در صورت اتلاف جنين مقطوع البقاء است، جايز است يا خير؟ و به فرض حكم جواز در اين صورت، حكم صورت خوف را نيز مرقوم فرماييد.
جواب: در صورت مذكور جايز است و در صورت خوف، محل اشكال، بلكه عدم جواز ارجح است.
سؤال: به فرض اينكه در بعضي از اين موارد، اتلاف جايز، بلكه واجب است، آيا مطلقاً واجب است يا مشروط به اجازه شخص مريض يا ولي طفل است؟
جواب: براي حفظ نفس محترمه اجازه كسي معتبر نيست.
اگر امر داير است بين مرگ حتمي طفل به تنهايي و بين مرگ حتمي طفل و مادر او، بنابراين، چاره اي جز اين نيست كه لااقل زندگي مادر با سقط جنين نجات داده شود و در فرض سوال، شوهر حق ندارد همسرش را از اين كار منع كند، ولي واجب است تا حد امكان به گونه اي عمل شود كه قتل طفل مستند به كسي نشود. (رساله اجوبه الاستفتاءات، سؤال 66، ج2)
اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگي مستند به پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد، قبل از ولوج روح آن اشكال ندارد. (همان، ص 63)
سؤال: پزشكان متخصص مي توانند از طريق استفاده از روش ها و دستگاه هاي جديد، نواقص جنين در دوران بارداري را تشخيص دهند و با توجه به مشكلاتي كه افراد ناقص الخلقه بعد از تولد در دوران زندگي با آن مواجه مي شوند، آيا سقط جنيني كه پزشك متخصص و مورد اطمينان، آن را ناقص الخلقه تشخيص داده جايز است؟
جواب: سقط جنين در هر سني به مجرد ناقص الخلقه بودن آن و يا مشكلاتي كه در زندگي با آن مواجه مي شود جايز نمي شود. ناقص الخلقه بودن جنين، مجوز شرعي براي سقط جنين حتي قبل از ولوج روح در آن محسوب نمي شود.
سؤال: بعضي از زوج ها، مبتلا به بيماري هاي خوني بوده و داراي ژن معيوب مي باشند و در نتيجه، ناقل بيماري به فرزندان خود هستند و احتمال اينكه فرزندان مبتلا به بيماري هاي شديد باشند، بسيار زياد است و چنين كودكاني از بدو تولد تا پايان عمر، دائماً در وضع مشقت باري به سر خواهند برد؛ مثلاً بيماران هموفيلي همواره ممكن است با كوچكترين ضربه اي دچار خونريزي شديد منجر به فوت و فلج شوند. حال آيا با توجه به اينكه تشخيص اين بيماري در هفته هاي اول بارداري ممكن است، آيا سقط جنين در چنين مواردي جايز است؟
جواب: اگر تشخيص بيماري در جنين قطعي است و داشتن و نگه داري چنين فرزندي موجب حرج مي باشد، در اين صورت، جايز است قبل از دميده شدن روح جنين را سقط كنند، ولي بنابر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.

نتيجه
 

سقط جنين بايد بخشي از يك سياست كلان جامعه باشد كه در دسترس بودن وسايل پيشگيري از حاملگي، جريان آزاد و صحيح اطلاعات براي جوانان و نوجوانان و فرهنگسازي براي پرهيز از روابط نامشروع در ميان نوجوانان و بسياري از موارد ديگر را نيز شامل مي شود. بنابراين، ما بايد در اسناد معتبري همچون منشور حقوق و مسئوليت هاي زنان كه در سال 1385 توسط مجلس شوراي اسلامي به صورت قانون نيز درآمده است به وضوح در بندهاي مرتبط با اين مسئله موضع خويش را در قبال قوانين مربوط به سقط جنين روشن سازيم و اين سند را به عنوان يك مرجع بين المللي به جهانيان معرفي نماييم تا مورد تحميل آراي اسناد بين المللي ديگر قرار نگيريم.
سقط جنين يك انتخاب بين آبرو و حقوق انساني مادر از طرفي، و حق زنده ماندن كودك از طرف ديگر، صورت مي گيرد. دادن آموزش و آگاهي هاي لازم به افراد جامعه، تأمين مالي آن دسته از خانواده ها كه به دليل فقر اقدام به از بين بردن كودك خود مي كنند و جلوگيري از اشاعه فساد و به ويژه خشونت و تجاوز به زنان، از جمله مسائلي است كه در ارتباط مستقيم با پيش گيري از توليد جنين ناخواسته قرار دارد. از طرف ديگر، با توجه به وجود چنين مسئله اي و به منظور كاهش موارد غيرقانوني و نيز كوتاه كردن دست واسطه هاي سودجو، قانونمند كردن و نيز كنترل مسئله سقط جنين بيش از پيش مطرح است.
در ايران نيز خوشبختانه تغيير قانون در اين زمينه كه سقط جنين با نظر پزشكان متخصص در صورت لطمه زدن به سلامت مادر به صورت مشروط و تا زمان خاصي از رشد نطفه مجاز كرده است قدم مثبتي است كه بي شك مي تواند از تأثيرات منفي شديد سقط جنين غيرقانوني جلوگيري كند.
منابع:
1. آلستون، فيليپ؛ «كودك تولد نيافته و سقط جنين در پرتو كنوانسيون حقوق كودك»، فصلنامه حقوق بشر، شماره 14، 1990م.
2. آقايي، سيد مجتبي؛ «سقط جنين در دين زرتشت»، ضميمه فصلنامه باروري و ناباروري، چكيده مقالات سمينار ابعاد سقط جنين در ايران، پژوهشكده ابن سينا، 1381.
3. خامنه اي آيت الله، سيد علي؛ رساله اجوبه الاستفتاءات، ترجمه فارسي، انتشارات بين المللي الهدي، جواب سؤال 179، ص 65، 1380
4. اسدي، ليلا؛ «بررسي فقهي حقوق سقط جنين»، نشريه رزم آسا، 1379.
5. بهجتي اردكاني، زهره و آخوندي، محمد مهدي و صادقي، محمدرضا و صدري اردكاني، هومن؛ ضرورت بررسي جنبه هاي مختلف سقط جنين در ايران، تهران: سمت، 1386.
6. توفيقي، حسن و موسوي پور، فريبا و باروني، شعله؛ بررسي مراجعان درخواست مجوز سقط درماني به مركز پزشكي قانوني از خرداد 78 تا پايان ارديبهشت 79، تهران: سمت، 1386.
7. جمعي از نويسندگان، سقط جنين، بررسي سقط جنين از منظر پزشكي، حقوقي، اخلاقي - فلسفي، روان شناختي و جامعه شناختي، تهران، سمت، 1386.
8. جهاني، فرحزاد؛ «سقط جنين در حقوق ايران» ماهنامه دادرسي، شماره 44، 1383.
9. حسيني بهشتي، سيد محمد؛ سقط جنين و تعقيم طبي، بهداشت و تنظيم خانواده، بنياد آثار و نشر آيت الله بهشتي، تهران: بقعه، 1379.
10. حسيني، سحر؛ «گزارش سقط جنين»، مجله اينترنتي هفت سنگ، 1382.
11. خزاعي، سهيلا؛ «اسلام و سقط جنين»، ضميمه فصلنامه باروري و ناباروري، چكيده مقالات سمينار ابعاد سقط در ايران، پژوهشكده ابن سينا، 1381.
12. دفتر مطالعات فرهنگي و بين المللي فمينيسم؛ بولتن مرجع، نشر بين المللي الهدي، 1378.
13. دورانت، ويل؛ تاريخ تمدن؛ ترجمه احمد آرام، چ پنجم، تهران: شركت انتشارات علمي فرهنگي، 1367.
14. رحيمي كيان، فاطمه و مشرفي، مهوش؛ نقش و اهميت خدمات مامايي در پيش گيري از حاملگي هاي ناخواسته و سقط جنين؛ تهران: سمت، 1386.
15. سليماني، حسين؛ «ادلّه اثبات دعواي كيفري در آيين حقوق يهود»، فصلنامه هفت آسمان، شماره 1، سال 1، 1378
16. __: «سقط جنين در مسيحيت»، ضميمه فصلنامه باروري و ناباروري، چكيده مقالات سمينار ابعاد سقط جنين در ايران، پژوهشكده ابن سينا، 1381.
17. شمشيري ميلاني، حوريه: سلامت، ابعاد سلامت و جايگاه سقط جنين در ارتباط با آن، تهران: سمت، 1386.
18. شيخ آزادي، اردشير و توفيقي، حسن: گزارش يك مورد مرگ مادر به دنبال سقط جنين جنايي، تهران: سمت، 1386.
19. علاسوند فريبا؛ زنان و حقوق برابر: نقد و بررسي كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و سند پكن، تهران: انتشارات روابط عمومي شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، 1382.
20. قانون مجازات اسلامي، تهران، مجد، 1382.
21. كنوانسيون حقوق كودك، مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل، 20 نوامبر 1989م.
22. گزارش وزارت بهداشت درباره مسئله سقط جنين، 1386.
23. گزارش كارپايه و اعلاميه پكن، 1374.
24. ملك افضلي، حسين: برآورد سقط جنين هاي حاصل از حاملگي هاي ناخواسته در ايران: تهران: مركز تحقيق و توسعه علوم انساني سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها (سمت)، 1374.
25. منشور حقوق و مسئوليت هاي زنان مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان، 1383.
26. مهرگان، اميرحسين؛ سقط جنين و حقوق بشر در آيينه حقوق بين الملل، تهران: مركز تحقيق و توسعه علوم انساني (سمت)، 1386.
27. نعمتي، احمد؛ سقط جنين از ديدگاه شريعت و فقه مقارن، ضميمه فصلنامه باروري و ناباروري، چكيده مقالات سمينار ابعاد سقط در ايران، پژوهشكده ابن سينا، 1381.
28. world abortion policies 2007, united nations, Department economic and socia affaris.
29. world Health organization (2004): Unsafe Abortion, Global and Regional Estimates of the Incidence of Unicife Abortion and Associated Mortality in 2000, Forth edition.
30. cook, Rebecca. 1978: A decade of change in abortion law: 1967-77, people, 5(2), supplementary chart.
31. Henshaw, stanley , 1990: Induced abotion: a world review , 1990, International Family planning perspectives, 16(2).
32. papov, Andrej, 1991: Family planning and induced abortion in thd USSR,studies in family planning, 22 (6).
33. Frejka, Tomas. 1983: Induced abortion and fertility: Aquater century of experience in Eastern Europe, population and development review , 9(3).
34. Gruber, J, Levine, p,staiger, D (1999): Abortion Legalization and child Living circumstance: who is the Marginal child? " The Quarterly Journal of Economics.
35. Bitler, M & Zavondy, M, (2002): "child Abuse and Abortion Availability", women children and Labor Market, Vol, 2, no.2, May, 363-367.
36. sahpiro Mendoza, c, selwyn, B.J, smith , D.p, sanderson, M (2005), "parental pregnancy Intention and Early childhood stunting: Findings from Bolivia", International Journal of Epidemiology, vol.34, No.2, 387-396.
37. Donohue, J & Levitt, D (2001): "The impact of Legalized Abortion on crime", The Quarterly Journal of Economics, May, Issue 2.
38. Levitt, s.D (2004): "Understanding why crime fell in 1990"s: Four Factors that Explain the Decline and six that Do Not , Journal of Economic perspectives, winter 2004, vol. 18, Issue 163-190.
39. pezzini, s (2005): The Effect of women s Rights on women s welfare, Evidence from a Natural Experiment, The Economic Journal, 115 (March), c208-c227.
40. Angrist, J & Evans, W (1996): "schooling and Labor Market consequences of the 1970 state Abortion Reforms" , NBER working paper No. w 5406
41. Mc Farlane D.R Induced abortion: an historical over view. Am J Gynecol health. 1993.
منبع: نشريه بانوان شيعه شماره 22



 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه