داستان کوتاه

داستان زیبایی از شیوانا

داستان زیبایی از شیواناReviewed by neda on Feb 7Rating: 4. 5داستان زیبایی از شیواناداستان کوتاه, داستان زیبایی از شیوانا , داستان خواندنی, داستان آموزنده, داستان حکیمانه, داستان مرد زحمتکش و شیوانا. زن و دختر جوانی پیرمردی خسته و افسرده را کشان کشان نزد شیوانا آوردند و در حالی که با نفرت به پیرمرد خیره شده بودند از شیوانا خواستند تا سوالی را از جانب آن ها از پیرمرد بپرسد !شیوانا در حالی که سعی می کرد خشم و ناراحتی خود را از رفتار زشت دختر و زن با پیرمرد پنهان کند ، از زن قضیه را پرسید . زن گفت : ” این مرد همسر من و پدر این دختر است . او بسیار

ادامه مطلب ...
داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفید

داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفیدReviewed by neda on Apr 11Rating: 4. 0داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفیدداستان خواندنی,داستان کوتاه,داستان کوتاه و خواندی,قصه کلاغ سفید,قصه های خواندنی,کلاغ سفید,داستان کوتاه کلاغ سفید. داستان خواندنی و زیبای کلاغ سفید را در سایت گهر بخوانید و امید داریم از خواندن این قصه لذت ببرید. یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود لانه ی آقا کلاغه و خانم کلاغه توی دهکده ی کلاغها روی یک درخت سپیدار بود. آنها سه تا بچه داشتند. اسم بچه هایشان سیاه پر ، نوک سیاه و مشکی بود. وقتی بچه ها کمی بزرگ شدند، آقا و خانم کلاغ به آنها پر

ادامه مطلب ...
داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفت

داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفتReviewed by neda on Feb 6Rating: 4. 5داستان زیبایی از شیوانا استاد عشق و معرفت داستان زیبایی از شیوانا , شیوانا استاد عشق و معرفت,داستان فروش سیب از زبان شیوانا, داستان کوتاه ,داستان آموزنده ,داستان جالب و خواندنی , داستان حکیمانه. در تاریخ مشرق زمین شیوانا را استاد عشق و معرفت و دانایی می‌دانند، اما او در عین حال کشاورز ماهری هم بود و باغ سیب بزرگی را اداره می‌کرد. درآمد حاصل از این باغ صرف مخارج مدرسه و هزینه زندگی شاگردان و مردم فقیر و درمانده می‌شد. درختان سیب باغ شیوانا هر سال نسبت به سال قبل بارور

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه :زندگی قهوه است یا فنجان قهوه؟

داستان کوتاه :زندگی قهوه است یا فنجان قهوه؟Reviewed by neda on Mar 6Rating: 5. 0داستان کوتاه :زندگی قهوه است یا فنجان قهوه؟داستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان معنای زندگی,معنای زندگی,زندگی,قهوه,فنجان قهوه,داستان شاگرد و استاد,داستان آموزنده,داستان حکیمانه. زندگی با تمام مشکلات، استرس و سختی های آن برای همه ما در جریان است،اما این ماییم که با تشبیهات خودمان از زندگی به آن معانی متفاوتی می دهیم. در ادامه داستان کوتاهی در این باره می خوانیم. گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشکیل زندگی و رسیدن به موقعیت‌های خوب کاری و اجتماعی طبق قرار

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه و خواندنی روستایی فقیر

داستان کوتاه و خواندنی روستایی فقیرReviewed by neda on Apr 30Rating: 5. 0داستان کوتاه و خواندنی روستایی فقیرداستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان کوتاه و خواندنی,داستان جال و خواندنی,داستان روستایی فقیر,داستان کوتاه روستایی فقیر,داستان خواندنی روستایی فقیر. را در قسمت سرگرمی سایت گهر می توانید بخوانید. داستانی آموزنده و زیباست. با ما همراه باشید. روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت:. آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم. زیرا

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانه

داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانهReviewed by neda on Mar 2Rating: 5. 0داستان کوتاه و بی نظیر پیله و پروانهداستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان کوتاه و خواندنی,داستانه پیله و پروانه,پیله و پروانه,داستان زیبای پیله و پروانه,داستان تقلا و کوشش. روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی‌تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خار

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوج

داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوجReviewed by neda on Feb 26Rating: 4. 5داستان کوتاه و خواندنی از علت جالب موفقیت یک زوجداستان کوتاه,داستان کوتاه و خواندنی,داستان جالب,داستان موفقیت یک زوج,علت موفقیت یک زوج,دلیل موفقیت یک زوج, زوج موفق,راز زوج موفق. یک روز از یک زوج موفق سوال کردم: دلیل موفقیت شما در چیست؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی کنید؟. آقا پاسخ داد: من و خانمم از روز اول ازدواج حد و حدود خودمان را مشخص کردیم و. قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!.

ادامه مطلب ...
داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیل

داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیلReviewed by neda on Feb 14Rating: 4. 5داستان خواندنی درخت قوم بنی اسرائیلداستان کوتاه , داستان خواندنی , داستان آموزنده ,داستان درخت قوم بنی اسرائیل, درخت قوم بنی اسرائیل , داستان کوتاه درخت قوم بنی اسرائیل. در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند: فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند. عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت: ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!. عابد گفت: نه، بریدن درخت اولویت دارد. مشاجره بالا گرفت و

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارش

داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارشReviewed by neda on Mar 12Rating: 4. 5داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارشداستان کوتاه,داستان آموزنده,سگ,مرد عرب,داستان مرد عرب,داستان اشک رایگان و کیسه نان,اشک چشم,داستان مرد خسیس,داستان حکیمانه. در این مقاله سایت گهر برای شما داستان کوتاه مرد عرب و سگ وفادارش را در نظر گرفته است که داستانی آموزنده است و امیدواریم بپسندید. یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمان

داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمانReviewed by neda on May 2Rating: 5. 0داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمانداستان کوتاه و خواندنی,داستان به اقتضای زمان,داستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان آموزنده,داستان حکیمانه,داستان عبرت آموز,انواع داستان کوتاه. در این مطلب داستان کوتاه و خواندنی سخن گفتن به اقتضای زمان را در نظر گرفته ایم. با سایت گهر همراه باشید. زن و مردی جوان، در اتاق پذیرایی که کاغذ دیواری آن به رنگ آبی آسمانی بود ، دل داده و قلوه گرفته بودند. مرد خوش قیافه ، جلو دختر جوان زانو زده بود و قسم می خورد:ــ بدون شما عزیز

ادامه مطلب ...
داستان فوق العاده زیبای عشق منطقی

داستان فوق العاده زیبای عشق منطقیReviewed by neda on Feb 12Rating: 5. 0داستان فوق العاده زیبای عشق منطقیداستان کوتاه ,داستان خواندنی ,داستان عاشقانه ,داستان عاشقانه کوتاه , داستان زیبا و عاشقانه, داستان عشق منطقی ,داستان جالب عشق منطقی , عشق منطقی. وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟. جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری می‌کند. دوستان جوان به او می‌گفتند: «چرا اینقدر

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه قدردانی

داستان کوتاه قدردانیReviewed by neda on May 12Rating: 4. 5داستان کوتاه قدردانیقدردانی,داستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان کوتاه و خواندنی,داستان های زیبا و خواندنی,داستان قدردانی کردن,قدردانی کردن. داستان کوتاه قدردانی را برای شما همراهان خوب سایت گهر در نظر گرفته ایم. امیدواریم از خواندن آن لذت ببرید. با ما همراه باشید. یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته شد. رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا…. پژوهشهای پ

ادامه مطلب ...
داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنی

داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنیReviewed by neda on Apr 13Rating: 4. 5داستان عاشقانه کوتاهداستان عاشقانه کوتاه,داستان کوتاه,داستان خواندنی,داستان زیبا و عاشقانه,داستان غم انگیز,داستان رومانتیک,انواع داستانها. همراه سایت گهر باشید با داستان عاشقانه کوتاه اما خواندنی. فردى ازدواج کرد و به خانه جدید رفت…. ولی هرگز نمیتوانست با همسر خود کنار بیاید… آنها هرروز باهم جروبحث میکردند… روزی نزد داروسازی قدیمی رفت واز او تقاضا کرد سمی بدهد تا بتواند با آن همسر خود را بکشد. داروساز گفت اگر سمی قوی به تو بدهم که همسرت فورى کشته شود همه به تو شک میکنند، پس

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه غول چراغ جادو

داستان کوتاه غول چراغ جادوReviewed by neda on Apr 23Rating: 4. 0داستان کوتاه غول چراغ جادوداستان کوتاه,داستان عبرت آموز,غول چراغ جادو,داستان پند آموز,داستان خواندنی,داستان کوتاه و خواندنی. در این پست داستان کوتاه غول چراغ جادو که داستانی جالب و شنیدنی است را در نظر گرفته ایم. با ما همراه باشید. یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…. یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه… جن میگه:. من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم. … منشی می پره جلو و میگه: «اول من، او

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشق

داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشقReviewed by neda on Apr 25Rating: 4. 0داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشقداستان کوتاه,داستان کوتاه و خواندنی,داستان خواندنی,داستان عاشقانه,داستان رومانتیک,داستان زیبای عاشقانه. داستان کوتاه و خواندنی رنگ عشق عنوان این مطلب از سایت گهر است. با ما همراه باشید. صدای موزیک بلند بود . زن لیوانش را سر کشید . صدا را بلند تر کرد و دوباره شروع کرد به رقصیدن. با صدای بلند می خواند وپیچ و تاب می خورد . گاهی از لذت فریاد می کشید و هروقت که تب و تابش فروکش می کرد. یک لیوان دیگر سر می کشید . دورو برش همه چیز مبهم بود و بلندی صدا

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه